مقاله

خرید بک لینک

اهمیت و فلسفه امر به معروف و نهی از منکر:

الف.مقدمه:

پیامبر اسلام «صلی الله علیه و آله» در ضمن یک مثال ساده، فلسفه امر به معروف و نهی از منکر و عدم منافات آن با آزادی را این طور ترسیم می فرماید:یک گنه کار در میان مردم، مانند کسی است که با گروهی سوار کشتی می شود و هنگامی که در وسط دریا قرار می گیرد، به سوراخ کردن جایگاه خویش می پردازد. اگر دیگران او را از این کار خطرناک باز ندارند، آب به کشتی نفوذ می کند و یک باره همگی غرق می شوند.

پیامبر با این تعبیر زیبا، منطقی بودن و لزوم وظیفه امر به معروف و نهی از منکر را بر همگان مجسم می سازد و حق نظارت فرد بر اجتماع را حقی طبیعی که ناشی از پیوند سرنوشت هاست، می داند. آری، جامعه نیز به سان کشتی است. سرنشینان کشتی تنها تا حدی آزادند که موجب هلاک دیگران نشوند. هرگاه مسافری از این آزادی استفاده نادرست کند و بخواهد بامیخ یا تیشه بدنه کشتی را سوراخ کند، همه مسافران بنا بر غریزه دفاعی خود، به شدت با او مبارزه می کنند و عمل او را حرکتی از روی نادانی و محدودنگری می پندارند. بی شک سستی و بی توجهی آنان، خطر غرق شدن و نابودی همگان را به دنبال خواهد داشت. از این رو، همه مؤمنان در بازداشتن افراد از ارتکاب گناهان و زیر پا نهادن ارزش های الهی، متعهد و مسئولند.

عمل به این مسئولیت الهی - انسانی، بر همه کس واجب است و در صورت کوتاهی، باید در انتظار خواری این جهان و کیفر دردناک سرای دیگر بود. ملا احمد نراقی در توصیه ای مؤکد، این زنگ بیداری را با این سخنان به صدا در می آورد.

امر به معروف و نهی از منکر، از اعظم شعائر دین و اقوی علامت شریعت و آیین است و مقصد کلی از بعثت انبیا و ائمه و اوصیا و نایب گردانیدن متدینین از علما، بلکه قطب آسیای جمیع ادیان و ملل است که همه بر محور آن می گردند و در صورت اهمال و اخلال در انجام آن، مضمحل [می شوند] و از میان می روند. از این جهت، مدح و ترغیب به آن، در آیات و اخبار به کّرات آمده است که عاملین به آن صالحین و تارکین آن ملعون معرفی شده اند.

فريضه امر به معروف و نهي از منكر تنها در تذكرات افراد عادي نسبت به بعضي گناهان جزئي خلاصه نمي شود، بلكه قيام بر ضد حكومت ستمگر و تلاش براي اصلاح ساختار سياسي جامعه و تشكيل حكومتي بر اساس حق و قرآن نيز از مصاديق امر به معروف و نهي از منكر است. هرگاه در جامعه اي اين فريضه مهم اجرا نشود و افراد در قبال پياده شدن اين امر خطير احساس مسئوليت نكنند، مرگ آن جامعه حتمي خواهد بود.

پس از رحلت پيامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم، به اين تكليف مهم آن چنان كه شايسته بود عمل نشد و در نتيجه دين به ضعف گراييد و فاسقان و فاجران بر اوضاع مسلط شدند. در چنين شرايطي امام حسين عليه السّلام براي برپايي اين عنصر اساسي دست به قيام زد. پرسش اصلي اين مقاله نقش امر به معروف و نهي از منكر در نهضت امام حسين عليه السّلام است و رويكرد آن توصيفي ـ تحليلي و تاريخي است. جايگاه و اهميت امر به معروف و نهي از منكر، نقش آن در نهضت عاشورا، چيستي اصلاح و اهداف اصلاحي امام حسين عليه السّلام و موقعيت و زمان قيام اصلاحي از مباحث ارائه شده است.

ب.فرضیه:

آیا بین راعایت امر به معروف و اعتلای ارزشهای اسلامی ارتباط معنا داری وجود دارد؟

چه ارتباطی بین قران و عترت با امر به معروف و نهی از منکر وجود دارد

پ.پیشینه امر به معروف و نهی از منکر:

امر به معروف و نهي از منكر، پيشينه اي به قدمت تاريخ حيات انسان دارد. نخستين انسان دعوت كننده به نيكي، آدم بود و پس از وي نيز پيام آوران وحي و پيروان آنان در انجام اين وظيفه مهم تلاش كرده اند. حضور اين رادمردان در صحنه تحولات اجتماعي به اندازه اي چشمگير است كه مي توان گفت همه حركت هاي اصلاحي و دگرگونيهاي سازنده در جوامع بشري در پرتو امر به معروف و نهي از منكر آنان تحقق يافته است.

اسلام نيز از پيروان خود مي خواهد كه خود را در برابر جامعه متعهد بدانند و در صورت مشاهده ستم و گناه سكوت نكنند، بلكه همواره ديگران را به خوبي ها امر كنند و از بدي ها باز دارند.

ت.تاكيدهاي مكرر قرآن كريم در خصوص امر به معروف و نهی از منکر:

آیات زیادی درباره اهمیت این دو وظیفه مهم و بزرگ اجتماعی وارد شده است که ما تنها به برخی از آن ها اشاره می کنیم. در سوره آل عمران آمده است:

باید از شماها گروهی وجود داشته باشند که مردم را به نیکویی و خیر فرا خوانند و به معروف امر کنند و از منکر باز دارند و آنان رستگارانند. (آل عمران: 104)

از این آیه استفاده می شود که امر به معروف و نهی از منکر، دو مرحله دارد: یکی مرحله فردی که هر کس باید به تنهایی وظیفه نظارتی خود را انجام دهد و دیگری مرحله همگانی و دسته جمعی که در این حال، همه مردم موظفند برای پایان دادن به نابسامانی های اجتماعی دست به دست هم بدهند و با یکدیگر همکاری کنند. در نوع اول که جنبه فردی دارد، شعاع آن محدود به توانایی فرد است، ولی در نوع دوم چون جنبه گروهی دارد و شعاع قدرت آن وسیع است، طبعا از شئون حکومت اسلامی به شمار می آید. این دو شکل از فراخوانی، یعنی مبارزه با فساد و دعوت به سوی حق، از شاهکارهای قوانین اسلامی است و لزوم تشکیل یک گروه نظارتی بر وضع اجتماعی و سازمان های حکومت را مشخص می سازد.

در این باره در سوره مائده، این کریمه قرآنی به چشم می خورد:

چرا دانشمندان و عالمان دین، آنان [مردم] را از سخنان گناه آلود و خوردن مال های نامشروع باز نمی دارند؛ چه زشت است کاری که می کنند(مائده: 63)

در آیه ای از سوره توبه هم آمده است:

مردان و زنان مؤمن، دوستان و هواداران یکدیگرند. امر به معروف و نهی از منکر می کنند، نماز را بر پا می دارند و زکات می دهند و از خدا و پیامبر فرمان برداری می کنند. خداوند آنان را مورد رحمت قرار دهد که خدا عزیز و حکیم است. (توبه 71)

افزون بر این آیات، آیه 17 سوره لقمان، آیه 157 سوره اعراف، آیات 40 و 41 سوره حج و آیه 110 سوره آل عمران، بر اهمیت این دو فریضه الهی تأکید دارند که با توجه به این رهنمودها، لازم است در سایه آموزه های قرآنی و احیای امر به معروف و نهی از منکر، شادابی و نشاط معنوی بیش از پیش به کالبد جامعه دینی دمیده شود.

ث.امر به معروف و نهی از منکر، در روایات:

1-عَنْ رَسُولِ اللّه صلي الله عليه و آله: مَنْ اَمَرَ بَالْمَعْرُوفِ وَ نَهى عَنْ المُنْكَرِ فَهُو خَليفَةُ اللّه ِ فى أَرْضِهِ و خَليفَةُ رَسُولِ اللّه ِ.

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: كسى كه امر به معروف و نهى از منكر كند جانشين خدا و پيامبر در روى زمين است.

2-عَنْ أَميرِالمُؤمِنين عليه السلام: وَمَا أَعْمَالُ الْبِرِّ كُلُّهَا وَالْجِهَادُ فِيسَبِيلِ اللّه ِ، عِنْدَ الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، إِلاَّ كَنـَفْثَةٍ فِي بَحْـرٍ لُـجِّيٍّ.

على عليه السلام فرمودند: تمام كارهاى نيك و حتى جهاد در راه خدا در برابر امر به معروف و نهى از منكر چون آب دهان است در برابر درياى پهناور.

3-قالَ رَسولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آله: وَالْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ: عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ، وَالنَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ، وَالصِّدْقِ فِيالْمَوَاطِنِ، وَشَنْآنِ الْفَاسِقِينَ

رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: جهاد بر چهار قسم است1 ـ امر به معروف 2 ـ نهى از منكر 3 ـ راستى در هنگامه شكيبائى 4 ـ دورى از گناهكار.

4-عَنْ النَّبِيّ صلي الله عليه و آله: لاتَزالُ اُمَّتي بِخَيْرٍ ما أُمِروُا بِالمَعرُوفِ وَنَهَوا عَنْ الْمُنكَرِ وَتَعاوَنُوا عَلى البِرِّ فَإذا لَمْ يَفْعَلُوا ذلِكَ نُزِعَتْ عَنهُمْ الْبَرَكاتُ.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: همواره امت من در خير و خوبى بسر خواهند برد مادامى كه امر به معروف و نهى از منكر نموده و در كارهاى نيك همكارى داشته باشند و اگر اين امور را ترك كنند بركت از ميان آنان خواهد رفت.

5-عَنْ الصادقِ عليه السلام: اِذا رَأى الْمُنكَرَ فَلَمْ يُنكِرَهُ وَ هوُ يَقْدِرُ عَلَيْهِ، فـَقـَدْ أَحـَبَّ أَنْ يـُعْصَى اللّه ُ، وَ مَنْ أَحَبَّ اَنْ يُعْصَى اللّه ُ فَقَدْ بارَزَ اللّه َ بِالْعَداوة

امام صادق عليه السلام فرمودند: كسى كـه توانـائى نـهى از منـكر را داشـته باشـد و نهى از منـكر نكـند، دوست دارد كه خـداوند اطـاعت نشـود، و كسى كه نافرمانى خـدا را دوست داشته باشد، آشكارا بـا خـداوند دشمنى كرده است.

6-عَنْ أَميرِالمُؤْمِنين عليه السلام: لا تَتْرُكُوا الأمْرَ بِالْمَعرُوفِ وَ النَّهىَ عَنِ الْمُنكَرِ فَيُـوَلّى عَلَـيْكُمْ أَشْـرارُكُـمْ ثُمَّ تَدْعُونَ فَلا يُستَجابُ لَكُمْ.

على عليه السلام فرمودند: امر به معروف و نهى از منكر را ترك نكنيد زيرا در اين صورت افراد نادرست برشما مسلط مى گردند آنگاه دعا مى كنيد و دعايتان مستجاب نمى شود.

ج. ابراز شناخت معروف و منكر

براى شناخت معروف و منكر چند ابزار و وسيله وجود دارد كه مهم ترين آنها عبارتند از:

فطرت سالم ، عقل ، شرع ، عرف و اجتماع

1. فطرت :

خداوند ساختمان روحى انسان را به گونه اى آفريده است كه او با فطرت خود زشتى و زيبايى و خوبى بدى را تشخيص مى دهد. در اين مرحله آگاهى به وسيله القاى معلم از بيرون صورت نمى گيرد، بلكه اين گونه شناخت ها از درون انسان مى جوشد.قرآن كريم نيز آيات بسيارى از تجهيز انسان به الهامات فراوان فطرى سخن گفته است .

مطالعه و دقت در رفتار انسان نشان مى دهد كه : پاره اى از كارها را انسان انجام مى دهد نه به منظور كسب سودى از آنها يا دفع زيانى به وسيله آنها بلكه صرفا تحت تاثير يك سلسله عواطف كه عواطف اخلاقى ناميده مى شود. از آن جهت انجام مى دهد كه معتقد است انسانيت چنين حكم مى كند. فرض كنيد انسانى در شرايط سخت در بيابان وحشتناك قرار گرفته است و بى آذوقه و بى وسيله هر لحظه خطر مرگ وى را تهديد مى كند. در اين بين انسان ديگرى نيز پيدا مى شود. به او كمك مى كند و او را از چنگال قطعى مرگ نجات مى بخشد و بعد اين دو انسان از يكديگر جدا مى شوند و يكديگر را نمى بينند سالها بعد آن فردى كه روزى گرفتار شده بود نجات دهنده قديمى خود را مى بيند كه به حال نزارى افتاده است به ياد اين مى افتد كه روزى همين شخص او را نجات داده است آيا در اين جا وجدان اين مرد هيچ فرمانى نمى دهد؟ آيا نمى گويد كه پاداش نيكى ، نيكى است ؟ آيا نمى گويد سپاسگذارى از احساس كننده واجب و لازم است ؟ پاسخ مثبت است . آيا اگر اين فرد به آن شخص كمك كرد وجدان انسان هاى ديگر چه مى گويند؟ و اگر بى اعتنا گذشت و كوچك ترين عكس العملى نشان نداد وجدان ديگران چه مى گويند؟ مسلما در صورت وجدان هاى ديگر او را تحسين مى كنند و آفرين مى گويند و در صورت دوم ملامت مى كنند و نفرين مى گويند. اينكه وجدان انسان حكم مى كند پاداش احسان احسان است و هم اين كه وجدان انسان ها حكم مى كند كه پاداش دهنده نيكى به نيكى را بايد آفرين گفت و بى اعتنا را بايد مورد ملامت و شماتت قرار داد از وجدان اخلاقى ناشى مى شود و اين گونه اعمال را خير اخلاقى مى گويند.

2. عقل :

عقل نيز در وجود هر انسانى روشنگر راه و هادى او به سوى كمال است و آدمى مى تواند در پرتو اين نعمت هاى گرانبها بسيارى از خوبى ها و بدها را بشناسد از بدها انترا كند و به خوبى گرايش يابد. قرآن كريم از قلوب كسانى كه به راهنمايى هاى عقل خويش كش ندادند و جهنمى شده اند مى فرمايد:

لو كنا نسمع او نعقل ما كنا فى اصحاب السعير (ملك (67) آيه 10)

اگر گوش شنوا داشته باشيم و يا تعقل مى كرديم در ميان دوزخيان نبوديم .

علاوه بر اين ده ها آيه از قرآن كريم با عباراتى از قبيل افلا تعقلون يا لعلكم تعقلون و... در صدد هشيار سازى مردم و توجه دادن آنها به اين سرمايه گرانبها است

3. شرع :

علاوه بر عقل و فطرت شرع نيز در شناخت خوبى و بدى به كمك انسان مى آيد هيچ كس در تشخيص خوب و بد كارها وترسيم برنامه كلى براى زندگى نمى تواند خود را بى نياز از دين بداند، زيرا:

اول اينكه ترسيم يك طرح كلى تمام مسائل شخصى انسان را در بر مى گيرد و منطق بر مصالح زندگى بشر باشد تنها با احاطه بر مجموع مصالح زندگى امكان پذير است و چنين احاطه اى براى بشر ميسور نيست . البته برخى از دانشمندان ادعاى خود كفايى عقل را در راه يافتن راه سعادت مطرح كرده اند ولى جاى اين سوال از آنها است كه آيا در جهان دو فيلسوف يافت مى شوند كه در پيدا كردن اين راه وحدت نظر داشته باشند؟ خود سعادت كه هدف نهايى و اصلى است يكى از ابهام آميزترين مفاهيم است . اين كه سعادت چيست و با چه چيزى محقق مى شود شقاوت چيست و عامل آن كدام است هنوز به صورت يك مجهول مطرح است چرا كه بشر هنوز استعدادهايش ناشناخته است و مگر بدون شناختن بشر مى توان درباره سعادتش نظر داد؟

دوم اينكه انسان موجودى است اجتماعى و زندگى اجتماعى هزاران مشكل و برايش به وجود مى آورد كه بايد همه آنها را حل و تكليفش را در مقابل همه آنها روشن كند و چون موجودى است اجتماعى سعادتش ، آرمانهايش ، ملاك هاى خير و شرش و... با سعادت ها آرمان هاى خير و شر ديگران آميخته است و نمى تواند راه خود را مستقل از ديگران برگزيند. از اين جهت بايد سعادت خود را در مسيرى جست و جو كند كه جامعه را به سعادت و كمال برساند.

سوم انسان زندگى جاويد دارد و نبايد خوبى ها و بدها را تنها در مسير زندگى دنيا در نظر بگيرد. لذا قضاوت در مورد زشتى و زيبايى هر كارى بايد آثار آن را در باره روح جاودانه خود و زندگى پس از مرگ نيز در نظر داشته باشد و روشن است كه عقل نسبت به آن زندگى هيچ گونه تجربه اى ندارد.( ر.ك . جهان بينى اسلامى مرتضى مطهرى ص 43- 47)

4. عرف و اجتماع

براى آنان كه داراى موقعيت اجتماعى هستند معروف و منكر علاوه بر معيارهاى عقلى و شرعى معيارهاى اجتماعى و عرفى نيز دارد. افرادى كه در جامعه به عنوان مظهر دين و منادى تقوا شناخته مى شوند و همچنين كسانى كه احترام و آبروى آنان به حيثيت نظام اسلامى پيوند خورده است در رفتار خود بايد علاوه بر دستورات كلى اسلام به حفظش اعتقادات دينى مردم نيز توجه داشته باشند. به عنوان مثال پوشيدن بسيارى از لباس ها براى عموم مردم خلاف شرع تلقى نمى شود ولى پوشيدن همان لباس u200d براى يك روحانى زشت و زننده است چه اين كه بسيارى از اعمال براى بسيارى از، توده مردم محذورى ندارد ولى براى كسى كه لباس فرم نظامى به تن كرده است دور از توقع و انتظار است . در شيوه رانندگى و پوشش آرايش و خوراك و... مثال هاى فراوانى در اين باره مى توان يافت .از اين رو در بسيارى از كشورها براى كسانى كه لباس فرم به تن مى كنند و به عنوان مامور دولتى به فعاليت اشتغال دارند انجام برخى از كارهاى قانونى ممنوع تلقى مى شود تا بدين وسيله به حيثيت و اعتبار آن نظام خدشه وارد نشود.

در فقه اسلامى نيز علاوه بر عدالت كه دورى از گناه را مى طلبد مروت نيز برخى آن را در امام جماعت شاهد قاضى و مانند آنها به عنوان لزوم و احتياط شرط كرده اند

چ.نتیجه گیری:

نتیجه این که امر به معروف و نهی از منکر همچون خون در پیکره دین جریان دارد و ضامن حیات اسلام است. خیزش و قیام مصلحان در جامعه اسلامی نیز، بازتابی از عمل به این فریضه می باشد و اگر مصلحان بزرگی همچون امام حسین ـ علیه السلام ـ نمی بودند، ارزش های انسانی و الهی از بین رفته و اسلام قرن ها پیش توسط تبهکاران دفن شده بود، انقلاب اسلامی ایران، خود یکی از ثمرات و نتایج با ارزش این اصل در جنبه های سیاسی و حکومتی است که توسط مصلح بزرگ، امام خمینی(رحمة الله علیه) رهبری شده و به پیروزی رسید و هم اکنون به زعامت رهبر معظم انقلاب اسلامی به راه خود ادامه می دهد. رعایت این مهم فوایدی را برای جامعه اسلامی دارد که در زیر به آن اشاره خواهد شد.

* گاهی امر به معرف و نهی از منکر ما امروز اثر نمی کند، ولی در تاریخ روی فطرت و قضاوت دیگران اثر دارد. چنان که امام حسین علیه السلام در راه امر به معروف و نهی از منکر شهید شد، تا وجدان مردم در طول تاریخ بیدار شود.
*گاهی امر به معرف و نهی از منکر، فضا را برای دیگران حفظ می کند. چنان که فریاد اذان مستحب است، گرچه شنونده ای نباشد؛ ایستادن به هنگام قرمز شدن چراغ راهنمایی لازم است، گرچه ماشینی نباشد. زیرا حفظ قانون و فضای احترام به قانون لازم است.

* امر به معرف و نهی از منکر گناهکاران را از گناه باز نمی دارد؛ ولی گفتن های پی در پی، لذت گناه را در کام او تلخ می کند و لااقل با خیال راحت گناه نمی کند.

*برای حفظ آزادی باید امر به معرف و نهی از منکر کرد؛ زیرا نگفتن، جامعه را به محیط خفقان و ترس و سکوت تبدیل می کند.

* امر به معرف و نهی از منکر برای خود انسان مقام آفرین است، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: و من احسن قولاً ممّن دعا الی الله

* امر به معروف و نهی از منکر، اگر در دیگران اثر نکند؛ لااقل برای خود ما یک نوع قرب به خداوند، تلقین و تمرین شجاعت و جلوه ی سوز و تعهد است.

*گاهی امر به معرف و نهی از منکر ما امروز اثر نمی کند، اما روزی که خلافکار در تنگنا قرار گرفت و وجدانش بیدار شد، می فهمد که شما حق گفته اید. بنابراین اگر امروز اثر نکند، روزگاری اثر خواهد کرد.

* امر و نهی، وجدان انسان را آرام می کند، انسان با خود می گوید که من به وظیفه ام عمل کردم. این آرامش وجدان با ارزش است، گرچه دیگران گوش ندهند.

*امر به معروف و نهی از منکر، سیره ی انبیاست، گرچه دیگران گوش ندهند. قرآن می فرماید: « و اذا ذکّروا لا یذکرون » و یا بار ها می فرماید: مردم سخنان و ارشاد های پیامبران را گوش نمی دهند و از آن ها روی بر می گردانند. بنابراین ما نباید توقع داشته باشیم که همه به سخنان ما گوش بدهند.

* امر به معرف و نهی از منکر ، اتمام حجت برای خلافکار است تا در قیامت نگوید کسی به من نگفت، علاوه بر آنکه عذری برای گوینده است تا به او نگویند چرا نگفتی؟

یالثارات الحسین علیه السلام...

ما را در سایت یالثارات الحسین علیه السلام دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 218 تاريخ: دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت: 22:07

صفحه بندی